روزهای تنهائیم
انگار سال هاست نا تمام شده ام
مثل يک شعر در راستاي تو تمام شده ام
فردا به امروز تبديل مي شود
بدون اينکه بدانم
مثل يک مرده در ميان قبرستان ادم ها شده ام
ياد تاريخ توليدم که مي افتم
گريه مي کنم و مي گوييم ::
مشکل از من است من فاسد شده ام
تاريخ مصرفي براي ذهن من وجود نداشت
من را به دور انداختيد چون تاريخ انقضای من چند ساليست پاک شده است
خودم برای خودم اشک می ريزم
ولی چه فايده ؟؟؟؟
هيچ کس نيست که برای يک بار به من بينديشد
وقت من هم دارد تمام می شود ...
من را ديگر مقصر ندانيد
من گوش زد کردم
يک نفر هر روز به يک انتهای تلخ نزديک می شود...........
مثل يک شعر در راستاي تو تمام شده ام
فردا به امروز تبديل مي شود
بدون اينکه بدانم
مثل يک مرده در ميان قبرستان ادم ها شده ام
ياد تاريخ توليدم که مي افتم
گريه مي کنم و مي گوييم ::
مشکل از من است من فاسد شده ام
تاريخ مصرفي براي ذهن من وجود نداشت
من را به دور انداختيد چون تاريخ انقضای من چند ساليست پاک شده است
خودم برای خودم اشک می ريزم
ولی چه فايده ؟؟؟؟
هيچ کس نيست که برای يک بار به من بينديشد
وقت من هم دارد تمام می شود ...
من را ديگر مقصر ندانيد
من گوش زد کردم
يک نفر هر روز به يک انتهای تلخ نزديک می شود...........
+ نوشته شده در دوشنبه 30 آبان1384ساعت 2:10  توسط sorosh
|
