تبليغاتX
الهه زیگورات

الهه زیگورات

id: pesare_shishei_63 ""وصال مرگ عشق است""

عشق؟

ديروز بر در معبد ايستادم و از رهگذران رمز و راز عشق رو پرسيدم

          پيرمردي رنجور و آشفته از برابرم گذشت آهي كشيد و گفت:

        عشق نقطه ضعفي طبيعي است كه از حضرت آدم به ما ارث رسيده است

       ولي جواني شاد و زيبا فورا در پاسخ پيرمرد گفت :

             عشق آن است كه حال را به گذشته و آينده ما پيوند ميدهد

     سپس زني با چهرهاي غمبار آهي كشيد و گفت :    

 عشق زهر مهلک ماری سیاه است که به طراوت شبنم است و نوشیدن آن از آب حیات گوارا تر

    بعد از آن زن دختري زيبا با گونه هاي سرخ و لبخندي بر لب گفت:

              عشق آن نوشيدني است كه ساقي آن نو عروسان سپيده دم اند

     سپس مردي با ريشي انبوه و تسبيحي در دست گفت:

             عشق خرده الهي است كه ديد آدمي را به وسعت خداوند ميكند

    بعد از او مردي نابينا كه راه خود را با عصايي در دست مي جست گفت؟

             عشق آن مه است كه چشم روح را بر رازهاي زندگي مي بندد

    و كهنسالي نحيف كه توان راه رفتن نداشت با صدايي لرزان  گفت:

    عشق آسايش جسم است در سكوت گور و آرامش روح است در ژرفاي ابديت

   و در آخر كودكي پنج ساله با خنده گفت:

         عشق پدر مادر من است و هيچ كس آن را نمي داند. اين عشق است كه آنها را نگه داشته

     چنين بود كه هر كسي بنا به احساسات خود چيزي گفت.

                                                      

  به نظر الهه زيگورات

           "عشق تنها چيزيه كه هر كسي  ميتونه داشته باشه و احساسش كنه"

دوستان عزيز نظر شما دز مورد عشق چيه ؟

            

+ نوشته شده در  شنبه 23 اردیبهشت1385ساعت 22:36  توسط sorosh  | 

بهارک

 

 اگه تو نبودی دلم رو به چی خوش می کردم؟

  اگه تو نبودی همه چیز چقدر بیهوده بود .  اگه نمی بودی اونوقت نگاه غریبم تو این

   شبهای نتهایی به دستای کی خیره می موند؟

  گل مهربونم اگه تو سنگ صبور حرف های نا گفته ام نمی بودی سقف طاقتم تا کجا 

 تاب می آورد.

  بودنت یه دنیا صفاست . دوری از تو سخته و بدون تو موندن چقدر محال .

  من دیوونه اون چشمای قشنگ و قلب مهربونتم .

  دیگه توان تنهاییم نیست. باز در این سکوت غریب بعد از تو من می مانم با کوله باری

  از تنهایی ها.

 با بغض بی کسی ها. با تمام وجود فریاد میزنم مهربونم بهارکم به پیشم باز آی که 

   من تنها ترینم.

   آه کاش تو دیدار نگاه های غمناک من بودی.

  آرزوی من رسیدن به توست .

      دوستت دارم و میدونم که تو هم منو دوسم داری     

           

+ نوشته شده در  سه شنبه 12 اردیبهشت1385ساعت 20:32  توسط sorosh  |